در حال بارگذاری ...
  • نگاهی به نمایش کودک «ماه پیشونی»

    کارگردان تئاتر کودک «ماه پیشونی» گفت: متأسفانه شیراز، با پیشینه فرهنگی و هنری غنی، هیچ سالن استاندارد و مناسبی جهت اجرای نمایش کودک ندارد.

    به گزارش تئاتر فارس، «ماه پیشونی» نام نمایشی برای کودکان و نوجوانان است که از 17 خردادماه جاری تا پایان خردادماه در تماشاخانه استاد هودی شیراز به روی صحنه رفت.
    این نمایش به کارگردانی میترا توکل و محمد ابوعلی برای سنین سه سال به بالا با اقتباس از نمایشنامه عروسکی ماه پیشونی نوشته مرضیه محبوب اجرا شد.
    «ماه پیشونی» یکی از زیباترین داستان های اصیل و می توان آن را از آثار ادبی فولکلور ایرانی دانست؛ که توسط «مرضیه محبوب»، به نمایشنامه تبدیل شد و با شیوه ی اجرایی تلفیقی (بازیگر و عروسک) و با تکنیک نیم ماسک اجرا شد.
    درباره ی نمایش: «گلنسا» دختر زیبا و مهربانی است که با نامادری بداخلاقش «خانم سلطان» و ناخواهری شکمو و تنبلش «پریچهر» زندگی می کند. در یکی از روزهایی که گلنسا  برای پنبه ریسی به صحرا رفته است، باد گلوله ی پنبه ی او را با خود می برد و در چاهی می اندازد که دیوی تنها در آن زندگی می کند...
    همچنان که گفته شد داستان ماه پیشونی داستانی کوتاه است که به شکل های متفاوتی از ترسناک تا خنده دار در ادبیات عامیانه ایران وجود داشته است. شاید بتوان ماه پیشونی را نسخه ایرانی کوزت در داستان بینوایان نوشته ویکتور هوگو یا داستان سیندرلا نوشته شارل پرو دانست. البته وجه تشابه دیگری را نیز می توان در داستان بهشت بهلول جست که بهشت را ندیده باید خرید این گفتار معروف مرحوم شهید آیت الله دکتر بهشتی که «بهشت را بها می دهند و به بهانه نمی دهند».
    ماه پیشونی داستان دختری بینواست که سرنوشت او را به خانه ای می آورد تا کمال و جمال او را کوچک بشمارند ولی دست روزگار او کمال و جمالش را به چشم شاهزاده ای می اندازد و خوشبختی به او رو می کند. داستان عزتی که شاید در کشاکش روزگار ذلیل شده است اما خدایی هست که ذلتش را به عزت تغییر می دهد و البته از همه مهم تر انتخاب بین مؤدب بودن و بی ادب بودن را به شکلی عینی به کودکان می آموزد.
    گل نسا از سر کمال ادب و معرفتی که بدان رسیده است ندانسته مهر می ورزد و از محبت کردن ابایی ندارد؛ حتی به دیوی که دیگران از او بیزارند؛ و نتیجه آن جمالی است که جاذبه عینی برای دیگران ایجاد می کند.
    پریچهر، دختری بی ادب، حتی با دانش به این که زیبایی کجاست و در پی آن می رود، اما به دلیل نداشتن ادب و معرفت، از زیبایی خود نیز بهره ای نمی برد.
    میترا توکل، نمایشنامه عروسکی مرضیه محبوب را به نمایشی برای کودکان بدل کرده است. میترا توکل در این نمایش هم بازنویسی نمایشنامه را انجام داد و هم علاوه بر کارگردانی نقش حاشیه ای پریچهر، ناخواهری تنبل و شکمو را به گونه ای بازی کرد که انگار جایگاه و نقش اصلی نمایش است.
    در واقع میترا توکل توانسته با بازی قدرتمند خود در این نقش، ضعف ها و کمبودهای بازیگران دیگر نقش ها را جبران کند.
    محمد ابوعلی نیز در این اثر نقش دیو را بازی می کند. نقشی که در تمام نمایش حضوری پررنگ و معنی دار دارد. دیوی زشت و نکره که از دانشش برای خود استفاده نمی کند، اما دانشش را در اختیار کسی می گذارد که به حدی از کمال معرفت و ادب رسیده و ظرفیت شنیدنش آن را پیدا کرده است.
    در این نمایش علاوه بر دو نقش گفته شده، مادر پریچهر یا همان خانم سلطان، گل نساء که نمایش به داستان او می پردازد، شاهزاده ای که عاشق و دلباخته گل نساء می شود و خروسی که تنها دوست گل نسا است، نیز نقش آفرینی دارند.
    آن چه در این نمایش می توان به نقد گذاشت چگونگی چیدمان صحنه است. صحنه از دو بعد عرضی و طولی به دو بخش تقسیم شده است. یک در بخش سمت چپ وسط صحنه که دو سوم عرض و یک نیمی از طول صحنه چیدمان درون خانه خانم سلطان و اتفاقات درون آن را به نمایش می گذارد.
    در یک سوم انتهای طولی صحنه و یک سوم انتهای عرضی راست صحنه خانه دیو را می بینیم که علی الظاهر بیانگر چاهی عمیق است. یک سوم طولی جلوی صحنه که از نظر عرضی نیز تمام عرض صحنه را بدون هیچ گونه چیدمانی می بینیم، در واقع بیانگر جلوی خانه خانم سلطان است.
    این شیوه تقسیم بندی صحنه، در صورتی مناسب خواهد بود که نور نیز با آن هماهنگ باشد و هنگام اجرا، با تاریک و روشن کردن صحنه و نورپردازی مناسب، ذهنیت تماشاچی را در تصویرسازی مناسب داستان به همراه داشته باشد؛ به ویژه این که نمایش برای سن کودک و نوجوان اجرا می شود که همین مسأله سنی، نشان از اهمیت بیشتر چیدمان صحنه و نورپردازی دقیق تری دارد. این که در ذهن تماشاچی این تصویر شکل بگیرد و بتواند مکان های مختلف را به خوبی درک کند، نکته ای است که نباید از آن غافل شد.
    گریم، حرکت و بیان در نمایش های کودکانه، بیش از هر چیز دیگری تأثیرگزار خواهد بود؛ چرا که این دو باعث جذابیت و برقراری ارتباط دو سویه با تماشاچی خردسال خواهد شد. گریم نیم ماسک بازیگرها نیز برای برقراری ارتباط بیشتر با تماشاچی استفاده شده بود.
    در بیان نیز دیو و پریچهر که محمد ابوعلی و میترا توکل آن را بازی کردند باعث ارتباط بیشتر تماشاچی با نمایش شدند؛ البته باید این نکته را به یاد داشته باشیم که ابوعلی و توکل کارگردانان این نمایش بودند و خود در حرکت و بیان موفقیت نسبی داشتند.
    میترا توکل، یکی از کارگردانان این نمایش درباره شباهت داستان «ماه پیشونی» با ادبیات غرب چنین می گوید: این داستان بیش از هر چیز با داستان سیندرلا شباهت دارد. از جمله شباهت هایی که می توان به آن اشاره کرد عبارتند از: تقابل با دیوی مهربان که معادل آن تقابل با فرشته مهربون (هر دو موجود افسانه ای و خیالی اند)، ایجاد زیبایی بیشتر در چهره بر اثر جادو که معادل آن ایجاد زیبایی بیشتر در لباس و پوشش بر اثر جادو (که هر دو‌ باعث جلب توجه بیشتر شاهزاده به شخصیت سیندرلا و‌ گلنسا می شود)، جا ماندن انگشتر شاهزاده به عنوان نشانه و معادل آن جاماندن کفش سیندرلا به عنوان نشانه، کمک خروس (دوست گلنسا) به فاش شدن محل اختفای گلنسا و معادل آن کمک موش ها و سایر حیوانات (دوستان سیندرلا) به بیرون آمدن او از جایی که زندانی شده است و نامادری و ناخواهری(پریچهر) و معادل آن نامادری و ناخواهری ها (آناستازیا و‌گرازیلا).
    میترا توکل با اشاره به چیدمان صحنه و نورپردازی نیز می گوید: این نمایش برای تالار احسان کارگردانی شد و در دی ماه سال گذشته در همین سالن و پلاتوی بلک باکس هنر شهر آفتاب با چیدمان‌ و‌ نور‌پردازی عالی اجرا شد. اما به دلیل تفاوت فاحش در طول و عمق سالن های یاد شده و کمبودهای فراوان تالار استاد هودی از لحاظ نورپردازی و عدم تناسب طول و عمق صحنه در این سالن، مشکلاتی برای ما به وجود آمد.
    توکل با انتقاد از فضا مناسب برای نمایش در شیراز افزود: متأسفانه شیراز، با این همه پشینه فرهنگی و‌ هنری، هیچ سالن استاندارد و مناسبی جهت اجرای نمایش کودک ندارد و این مسأله هم در طراحی دکور و نور و گاه در طراحی میزانسن ها، کارگردان ها را با مشکل مواجه کرده است.
    این کارگردان جوان شیرازی اضافه کرد: اختلاف ابعاد سالن، در مورد فیدبک تماشاچی نسبت به نیم‌ماسک ها هم بسیار مؤثر است.‌ در تالار احسان ‌و‌ هنر شهر آفتاب ‌به دلیل فاصله ی مناسب تماشاچی از صحنه، بخش زیادی از تماشاچیان از نیم‌ ماسک های استفاده شده در این نمایش  ضمن ابراز خرسندی از این شیوه، درخواست داشتند تا در کارهای بعدی هم نیم ماسک ‌را جایگزین گریم های تکراری و کلیشه شده ی نمایش های کودک‌ کنیم.

     

    محمد مهدی اسد زاده




    نظرات کاربران