در حال بارگذاری ...
  • یادداشتی بر نمایش «زندگی در تئاتر»

    نمایش «زندگی در تئاتر» به نویسندگی «دیوید ممت» و با ترجمه «داریوش مودبیان» که احمد دامیار آن را کارگردانی می کند، این شب ها در سالن هودی شیراز به روی صحنه می رود.

    نگاهی به نمایش زندگی در تئاتر

    نکته دیگری که در این نمایش می توان به آن اشاره کرد، تداخل زمانی است که بازیگران به یک چهره ثابت در زمان عبور می کنند. انگار در این نمایش زمان معنی ندارد و میتوان بر بال زمان به گذشته، حال و آینده رفت آن هم با همین چهره امروز بدون جوان تر یا پیرتر شدن.

     

    نمایش «زندگی در تئاتر» به نویسندگی «دیوید ممت» و با ترجمه «داریوش مودبیان» که احمد دامیار آن را کارگردانی می کند، این شب ها در سالن هودی شیراز به روی صحنه می رود.

    در این نمایش که مجتبی سلطانی سروستانی تهیه کنندگی آن را بر عهده دارد، حنیف سلطانی سروستانی و سروش عباسی بازی خواهند کرد.

    سرپرست این گروه نمایشی را فرزاد بی طرف، طراحی صحنه را پریسا آبتین، طراحی نور را محسن ذهبی، طراحی لباس را دینا ذنوبی انجام می دهند.

    همچنین یگانه سبزواری و مهدی رعیت پیشه به عنوان دستیار کارگردان، فروغ آبادیان به عنوان مدیر صحنه، اوین میرزایی به عنوان منشی صحنه و موسیقی آن را اشکان شهریاری و سروش عزیزی بر عهده دارند.

    این نمایش از ١۵ تا ٢۵ اسفند ماه ساعت ١٨ در سالن استاد هودی به روی صحنه خواهد رفت.

    لازم به ذکر است که این نمایش اثری مشترک از گروه استراتژی تهران و گروه مکعب شیراز است.

    سایر دست اندرکاران نمایش:

    عکاس: هانیه زریابی و علی فخری

    طراح پوستر و بروشور: سارا ظریف صنایعی

    روابط عمومی: مریم اسدی

     

    نگاهی به نمایش:

    آنگاه که تماشاچی بر پلکان سالن تماشاخانه می نشیند، سیاهی مطلقی را می بیند که با نور کمی به روشنایی می رود؛ این نورپردازی در واقع حکایت تمام داستان نمایش است. مردی که از تاریکی جهل، البته با میزان بسیاری تواضع وارد عرصه تئاتر می شود. این تواضع و فروتنی در مقابل یک بازیگر قدیمی و پیشکسوتی که تنها خودش را می بیند، از او بازیگری می سازد که برای بازی در فیلم هم پیشنهاد دارد و این حسادت بازیگر قدیمی را همچون آتشی زیر خاکستر عیان می کند.

    شاید یکی از نکات بسیار درخشان فیلم تکیه بر این است که نسل جوان اگر چه موفق تر از نسل های پیشین خود گام خواهد برداشت، اما بسیار علاقمند است تا احترام به پیشکسوتان خود را نگاه دارد؛ ولی مسأله این جاست که نسل پیشین نسبت به نسل پیش رو، حسادت می کند و گاه دست به آزار می زند و نمی خواهد بپذیرد که به هر دلیلی نسل پیش ِ رو از او جلوتر رفته و موفق تر است.

    نماینده نسل پیشین که در کنار نماینده پیش  ِ رو به روی صحنه رفته است ناگهان متن را فراموش می کند و علی رغم تذکرات نسل پیش ِ رو سعی می کند تا عیب خود را با بیان گفتاری بداهه و بی نسبت توجیه کند. در واقع نسل پیشین نمی خواهد بپذیرد که پا در دوران پیری نهاده است و این مسأله سبب خواهد شد تا احترامش در نزد شاگردی که چون فرزندش او را به پیش آورده بشکند. این جاست که علی رغم احترام نسل پیش ِ رو، تماشاچیان را با صحنه هایی که ایجاد می کند می خنداند؛ چیزی که از ابتدای نمایش حالت طنزی را نمی بینیم اما با نزدیک شدن به پایان نمایش کم کم خنده های ریز درشت تر و درشت می شوند.

    نورپردازی بسیار خوب این نمایش از ابتدا تا پایان را نمی توان از دیده دور کرد.

    این نمایش دو نفره، ویژگی خاص دیگری هم دارد؛ طراحی صحنه که با لوازم ثابت توسط دو بازگیر در بازه تاریکی صحنه تغییر پیدا می کند.

    دو بازیگر روایت زندگی بازیگرانی را از ابتدای ورودشان به عرصه تئاتر تا شهرت یا رکود را به نمایش می گذارد.

    نکته دیگری که در این نمایش می توان به آن اشاره کرد، تداخل زمانی است که بازیگران به یک چهره ثابت در زمان عبور می کنند. انگار در این نمایش زمان معنی ندارد و میتوان بر بال زمان به گذشته، حال و آینده رفت آن هم با همین چهره امروز بدون جوان تر یا پیرتر شدن.

    مترجم این نمایش، در پایان شب اول اجرای نمایش با حضور در سالن نمایش، در جمع تماشاچیان به نکته ای خاص اشاره کرد و آن همسان سازی نمایش بود

     

    محمد مهدی اسد زاده




    نظرات کاربران