در حال بارگذاری ...
  • یادداشتی بر نمایش « داستان عجیب شیناگاوا» 

    داستان عجیب هاروکی صفایی

    داستان عجیب شیناگاوا بر اساس داستانی از موراکامی توسط محمد جواد صفایی در بیست و نهمین جشنواره تئاتر فارس به روی صحنه رفت. یادداشت محمد حسن محمودی بر این اثر را در ادامه بخوانید

    محمد حسن محمودی؛ محمد جواد صفایی از جمله کارگردانان دغدغه مند جنوب فارس که با کمترین امکانات و دست خالی تئاتر کار میکند . سال گذشته مجموعه نمایشنامه ای را هم زیر چاپ برده است.صفایی بر خلاف دوره پیشین با نمایشی متناسب به جشنواره آمده است.
    نمایشنامه «داستان عجیب شیناگاوا»  ؛ اقتباسی از داستان« میمون شیناگاوا نوشته هاروکی موراکامی» به نمایشی ساده و بی ادعا بدل شده است که همین بی ادعا بودن ؛ پیچیده ترین بخش یک نمایش است.اقتباس دراماتیک از شاهکارهای ادبیات امری متداول در جریان تئاتر روز دنیا به حساب می آید . اما کمتر سراغ داریم که اقتباسی درخور و هم طراز با منبع اقتباس شده صورت بگیرد ؛ همین امر در اقتباس از داستان های موراکامی  نیز صادق است . آنچه موراکامی را یگانه میکند علاوه بر انتخاب موقعیت های جذاب در آثار ، بهره بردن از توصیف های ویژه خود اوست که امکان بصری و دراماتیک شدن کمتری را می دهد و نمایشنامه نویس را وادار می کند که پا را از « اقتباس وفادارانه » فراتر بگذراد. جدای از ضرورت کوتاه کردن داستان موراکامی  برای اجرای نمایشی، تغییرات عمده در شخصیتها و شالوده را ناگزیر می کند. شاید به همین علت ؛ نوشتن یک نمایشنامه اقتباسی از یک داستان اورجینال سخت تر است .
    نمایشنامه داستان شیناگاوا با وجود اینکه اقتباس است اما در ساختار نمایشی ایده نو ، بکر و غیر قابل پیش بینی دارد که متاسفانه از حد ایده ، کمتر گسترش می یابد و نیاز به پرورش و پردازش (دراماتورژی) بیشتری دارد ؛ به ویژه پایان بندی نمایشنامه که در نوشته موراکامی قانع کننده است اما در نمایشنامه صفایی به واسطه حذف بخش اعظمی از پیش پرداخت ها قانع کننده نیست . اما در قیاس با سایر نمایشنامه های شرکت کننده در جشنواره بیست و نهم  قابل تامل و ستایش است.
    کارگردانی ساده به دور از شعار ؛ نمایش را تا حد زیاد قابل درک ، دریافت و پذیرش کرده است.کارگردان هیچگاه دست به شعبده بازی ، ژانگولر ، بازی های عجیب ، آکساسوار قریب  ، گریم های زمخت  و... نمی زند بلکه به واسطه تصاویر ساده نمایشی  با مخاطب امروز از داستان فراموشی می گوید . (او تئاتر را با سیرک اشتباه نمی گیرد.تئاتر برای او مهم است با همه ویژگی های منحصر به فرد خودش) صفایی از خود فراموشی انسان عصر حاضر که به بندش کشیده و تا قربانگاه می برد روایت می کند آن چنان ملموس روایت می کند که هر عجیبی را باور کنیم.البته نقش موراکامی بیشتر صفایی است.
    در نمایش مورد بحث، ویژگیها و مضامین چندگانه و گاه متباینی که داستان موراکامی را به اثری یگانه بدل کرده، حذف شده است و در این نمایش جای خود را به روایتی تخت ، میدهد که البته با نگاه طنز آلود صفایی و البته تعویض صحنه ها و طراحی صحنه و لباس جذاب و کارآمد تا حد زیادی جبران می شود. البته جواد صفایی از نبود امکانات مناسب در شهرستان لامرد گلایه ها ی بسیار دارد.
    از بین بازیگران ؛  زهره منصوری  بازیگر با استعدادی جلوه میکند  در خدمت  نمایش است و از هر گونه خودنمایی های غیر اجباری پرهیز می کند که همین نکته بسیار مهمی در ارائه نقش به حساب می آید . اما با این وجود به لحاظ استفاده از زبان بدن و قدرت بیان نیاز به تمرین و آمادگی بیشتر مشهود است . البته نگارنده آخرین سانس اجرای نمایش را دیده همان را ملاک نقد قر ار داده است. 
    اقتباس میتواند راهی برای دست یافتن به نمایشنامه‌های جذاب و تاثیر گذار باشد و فراموش نکنیم بنویسیم به مانند جواد صفایی که خود گفته از کجا برداشته است.


     




    نظرات کاربران