در حال بارگذاری ...
  • یادداشتی بر نمایش «پره پروانه پولادی» که در شیراز روی صحنه است

    فرناز دادور، مدرس و کارگردان تئاتر؛ به عنوان یک بیننده حرفه ای تئاتر سعی می کنم اکثر نمایش ها را ببینم خصوصا نمایش های هم شهری های خودم در شیراز و تهران و خوشبختانه این بار هم زمانی برای دیدار خانواده به شیراز آمدم که دو نمایش از هنرمندان خوب تئاتر بر صحنه بود.

    پیش از این نوید جعفری و گروه تئاتر پویا را با نمایش های همه دزدها دزد نیستند ، وقتی وودی آلن مادام بواری .... و مرگ تصادفی یک آنارشیست ، می‌شناختم و هر بار از دیدن نمایش های این گروه لذت برده ام 

    دیدن یک نمایش سیاسی و اجتماعی جدی بر بستری از وقایع تاریخی که چاشنی تخیل و دیدگاه های نویسنده و کارگردان را دربر دارد در نظر اول از نوید جعفری و گروهی که همواره تجربیاتی متفاوت و خلاقانه در زمینه طنز و کمدی داشته است در نظر اول کمی عجیب به نظر می‌رسد.

    هرچند کارگردان نمایش پیش از این در برشور نمایش قبلی اش این وعده یا شاید هشدار را داده بود که قصد دارد تجربیاتی متفاوت ارائه دهد.

    نکته دیگر آنکه زمان تمامی نمایش های قبلی این گروه بیش از یک ساعت بوده اما در این شرایط اجرای یک نمایش با زمان۱۰۰ دقیقه بی آنکه تماشاگر لحظه ای خسته شود کار بسیار دشواری است که گروه به خوبی از پس آن برآمده است.

    پس از دیدن نمایش، همچنان که کیفور از این اجرا بودم به این نتیجه رسیدم چقدر انگشت شمارند کارگردان ها و گروه های مولفی که فارغ از فرم می توانند در هر قالبی حرف بزنند و تجربه کنند و بی تردید نوید جعفری و این گروه جز همان معدود ها هستند.

    نمایشنامه یک شروع غافلگیر کننده و طوفانی دارد ، به نحوی مخاطب را در دیالوگ های موزون و در عین حال تیز خود غرق می کند که متوجه گذر زمان نمیشود و در ادامه همین الگوی داستان گویی به همراه کلام هایی موجز و موثر است که مخاطب را لحظه ای رها نمی کند.

    شش روایت متصل که در بین هر اپیزود تصویری صامت در نور موضعی ناگفته های متن را مرور می کند و گاه بعد زمان و مکان را در هم می‌شکند.

    روایات مستند تاریخی همواره دستمایه قوی برای هنرهای نمایشی بوده است اما متاسفانه در این بخش علاوه بر کم کاری نویسندگان بومی ، تجربیات موفقی ارائه نشده است اما سعیدرضا خوش شانس موفق شده با نیم نگاهی به وقایع اواخر دهه پنجاه ، اعتصابات شرکت نفت و سوختن سینما رکس و داستان گویی ذهنی از شخصیت های خیالی به خوبی مخاطب را در دل داستان غرق کند.

    بی تردید نمایشنامه خوب اصلی ترین بخش هر تئاتر است اما نمونه های بسیاری است از نمایش های که نتوانسته اند متن را به خوبی تصویر کنند.

    اتفاقی که خوشبختانه در مورد این متن نمی افتد و بی اغراق می توان می گفت یکی از بهترین و کامل ترین طراحی های صحنه و کارگردانی نوید جعفری را طی چند نمایش اخیر می توانید در این اثر مشاهده کنید

    استفاده خلاقانه از حجم لوله ها ، سادگی اما طراحی مفهومی در چیدمان و عناصر رنگ بصورت هوشمندانه ، همچنین هدایت صحیح بازیگران به دور از حرکات قراردادی و قرار دادن آنها در اتمسفر کار بدور از کلیشه های رایج یکی از مهم ترین اتفاقاتی است که می توان در این نمایش مشاهده کرد.

    و همان فرم تجربه گرایانه ای که در سایر آثار این کارگردان جوان به چشم میخورد دراین نمایش هم دیده می‌شود.

    استفاده از اکسسوار و رنگهای  قرمز در هر صحنه که مفاهیم زیر متن را تقویت می کند و در پایان هر اپیزود بخشی از اکسسوار صحنه قبل جا می ماند تا در نهایت تبدیل به ویرانه ای شلوغ و کثیف در اپیزود ششم بیمارستان شود.

    خلاقیتی که از چشم مخاطب دور نمی ماند و از کشف آن لذت می‌برد. 

    استفاده از نور مدور از پس پره پروانه بر کف و دیوارها مابین تعویض صحنه ها و همزمان با تابلو سازی های نور موضعی که بر امده از دل متن و مفاهیم آن است تاثیرگذار و مورد توجه مخاطب است 

    در تیاتر امروز بیش از هر چیزی مخاطب نیازمند کشف همین لحظات و همچنین خلاقیت های پنهان است.

    در خصوص بازی بازیگران بر خلاف تصورات رایج و قالب های ذهنی کلیشه ای پیرامون تیپ و شخصیت به جز سه نقش جنوبی داستان تینو ، ماشو و یاسر که بازی تیپیکال روانی ارائه داده اند و به نوعی بار کمدی این کمدی _تراژدی را به دوش می کشند.

    کارگردان و بازیگران سایر نقش ها به خوبی از تصورات کلیشه ای گذر کرده اند و به نوعی گویی انتخاب بازیگران هم بر همین اساس صورت گرفته است.

    به جز حسین چناری و مهری منصوری که بازیگران ثابت نمایش های این کارگردان بوده اند این بار نوید جعفری حتی در انتخاب نقش ها دست به ترکیب جدید و موفقی زده است  

    سرکار با بازی نوید جعفری در نقش یک مامور ساواک انتخاب جسورانه ای است که خوشبختانه به ثمر نشسته است ، منهای برخی لحظات کوتاه در بیان ، نوید جعفری شخصیتی متفاوت آفریده است که با تصورات رایج ما نسبت به یک مامور امنیتی که به نوعی بدمن ماجراست متفاوت است.

    فیزیک بدنی ، چهره ارام و بیان ارام او از او شخصیتی مرموز ساخته که بر خلاف چهره ارام و مظلومی که دارد می تواند دست به هر کاری بزند.

    ادریس با بازی محمد فروزان بسیار دقیق و با تداومی مثال زدنی اتفاق افتاده است.

    بازی در نقش یک قاتل و تبدیل او به مهره قدرت تا برائت نسبت بله آنچه می کند همه و همه در بازی های ریز و بدور و از اغراق بازیگر دیده می شود.

    و ما با یک لات متفاوت روبرو می شویم که خاصیت لمپنیسم نداشته و ندارد 

    هاجر با بازی مهری منصوری که بازی او را پیش از این در سایر اثار این گروه مشاهده کرده ایم کاملا متفاوت با سایر نقش آفرینی های اوست شاید توقع اولیه مخاطب دیدنی زنی لمپن و زجر کشیده با همان بیان رایج تلویزیونی از این نمونه نقش ها باشد اما مهری منصوری با خلاقیتی زیبا ، هاجر را زنی دردمند اما ساده ارائه میدهد که می تواند نماینده نسل زیادی از زرنان این مرز و بوم باشد

    زنی که با همه دردها شوهری را که همچنان دوست دارد را با تمام ضعف ها و خطاهایش همراهی می کند.

    کتایون با بازی پریسا گلریز خاتمی به خوبی نماینده زنی از طبقه متوسط و اصیل را ارائه میدهد هرچند دردمند و زخم خورده اما با کنترل خوب بازیگر بر بیان و حرکت به ورطه اغراق نمی افتد.

    و سعید رضا خوش شانس که  در نقش دکتر در پرده اخر بر صحنه ظاهر میشود و چه هوشمندانه است انتخاب او از سوی کارگردان که نویسنده متن در پایان نقطه اتمام نمایش می‌شود.

    روانی در بیان و راحتی در ایفای نقش از خصوصیات بارز این بازیگر است، هرچند در لحظاتی بیان او دچار ضعف می شود.

    در خصوص طراحی لباس هرچند بار نمایش را به خوبی بر دوش می کشد اما تصور می کنم میشد از عناصر و شاید نمونه هایی منطبق تر بر اصل نمایش استفاده کرد.

    و یا در مورد موسیقی که جز در پایان و ابتدای کار در بقیه بین صحنه ها تنها در حکم خالی نبودن فضااستفاده شده است می توان از موسیقی کارآمدتر و مفهومی تر استفاده کرد .

    هرچند با توجه به ریتم و دیالوگ پردازی صحنه ها واقعا عدم استفاده از موسیقی متن بسیار به جا بوده است اما می توان از موسیقی بین صحنه ها و تابلو سازی ها به نحو بهتری استفاده کرد .

    علاوه بر نقاط قوت متن و کارگردانی و بازی های روان بازیگران ، طراحی صحنه مفهومی و تابلوساز ، گریم رئالیستی و واقع گرایانه و سینمایی اثر و پوستر و برشور هم به یگانگی و منسجم بودن ساختار اثر کمک شایانی کرده است و پره ی پروانه پولادی را به نمایشی فوق العاده در مفهوم ، فرم و ارتباط بدل کرده است.

    دیدن این اثر رابه تمام علاقه مندان و دانشجویان تیاتر توصیه می کنم چرا که می توانند بسیار از دیدن آن لذت ببرند و بیاموزند.

    به امید موفقیت ها و اجراهای موفق و متفاوت دیگر از این گروه پویا و پرتلاش.

     




    نظرات کاربران